تبلیغات
پارسه - زندگی زیباست : از نوشته های آنتوان چخوف

زندگی زیباست : از نوشته های آنتوان چخوف

دوشنبه 13 آبان 1387 08:52 ق.ظ   نویسنده : حسن      


قصد داشتم این مطلب را تایپ کنم ولی با جستجویی که کردم دیدم که كتابخانه مجازی زحمت آن را کشیده . آنتوان چخوف نویسنده ای و نمایشنامه نویس توانای روس كه بیشتر آثارش را داستانهای كوتاه و طنز تشكیل میدهد از معروفترین و محبوبترین نویسندگان دنیاست ،‌ هر یك از داستانهایش را میتوان چندین و چند بار خواند و هر بار چیز جالبی در آن یافت . اگر شما هم در زندگی مشكلی دارید خواندن نوشته زیر را به شما پیشنهاد میكنم باشد كه مشكلتان كاملاً حل شود .

( برای آنهایی كه قصد انتحار دارند )


خودكشی (انتحار)

زندگی ، چیزیست تلخ و نامطبوع اما زیباسازی آن كاریست نه چندان دشوار. برای ایجاد این دگرگونی کافی نیست كه مثلاً دویست هزار روبل در لاتاری ببری یا به اخذ نشان  "عقاب سفید" نایل آیی یا با زیبارویی دلفریب ازدواج كنی یا به عنوان انسانی خوش قلب شهره ی دهر شوی . نعمتهایی را كه برشمردم ، فناپذیرند ، به عادت روزانه مبدل میشوند. برای آنكه مدام ( حتی به گاه ماتم و اندوه ) احساس خوشبختی كنی باید: اولاً از آنچه كه داری راضی و خشنود باشی ، ثانیاً از این اندیشه كه " ممكن بود بدتر از این شود " احساس خرسندی كنی و این كار دشواری نیست:
وقتی قوطی كبریت در جیبت آتش میگیرد از اینكه جیب تو انبار باروت نبود خوش باش ، رو خدا را شكر كن.
وقتی عده ای از اقوام فقیر بیچاره ات سرزده به ویلای ییلاقی ات می آیند ، رنگ رخساره ات را نباز ، بلكه شادمانی كن و بانگ بر آر كه: " جای شكرش باقیست كه اقوامم آمده اند ، نه پلیس! "
اگر خاری در انگشتت خلید ، برو شكر كن كه: " چه خوب شد كه در چشمم نخلید! "
اگر زن یا خواهرزنت بجای ترانه ای دلنشین ، گام می نوازد ، از كوره در نرو بلكه تا می توانی شادمانی كن كه موسیقی گوش میكنی ، نه زوزه ی شغال یا زنجموره ی گربه.
رو خدا را شكر كن كه نه اسب باركش هستی ، نه میكرب ، نه كرم تریشین ، نه خوك ، نه الاغ ، نه ساس ، نه خرس كولی های دوره گرد … پایكوبی كن كه نه شل هستی ، نه كور ، نه كر ، نه لال و نه مبتلا به وبا … هلهله كن كه در این لحظه روی نیمكت متهمان ننشسته ای ،‌ رویاروی طلبكار نایستاده ای و برای دریافت حق التألیفت در حال چانه زدن با ناشرت نیستی.
اگر در محلی نه چندان پرت و دور افتاده سكونت داری از این اندیشه كه ممكن بود محل سكونتت پرت تر و دور افتاده تر از این باشد شادمانی كن.
اگر فقط یك دندانت درد میكند ، دل به این خوش دار كه تمام دندانهایت درد نمی كنند.
اگر این امكان را داری كه مجله ی "شهروند" را نخوانی یا روی بشكه ی مخصوص حمل فاضلاب ننشسته و یا در آن واحد سه تا زن نگرفته باشی ، شادی و پایكوبی كن.
وقتی به كلانتری جلبت میكنند از اینكه مقصد تو كلانتری ست ، نه جهنم سوزان ، خوشحال باش و جست و خیز كن.
اگر با تركه ی توس به جانت افتاده اند هلهله كن كه: " خوشا به حالم كه با گزنه به جانم نیفتاده اند! "
اگر زنت به تو خیانت می كند ، دل بدین خوش دار كه به تو خیانت می كند ،‌ نه به مام میهن.
و قس علیهذا … ای آدم ، پند و اندرزهایم را به كار گیر تا زندگی ات سراسر هلهله و شادمانی شود !!

خودكشی

پی نوشت : اگر شما هم مثل بنده با مجله "شهروند" كه در زمان زندگی چخوف انتشار می یافته آشنا نیستید میتوانید بجای آن عبارت : "تماشای برنامه های تلویزیون ج.ا" را قرار دهید .

منبع :
http://ketabkhaneh.i8.com/dastan/CHEKHOF7.HTM


آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()
جمعه 13 مرداد 1396 09:43 ق.ظ
Ahaa, its nice discussion on the topic of this paragraph
here at this webpage, I have read all that, so now me also commenting here.
سه شنبه 10 مرداد 1396 01:24 ب.ظ
This is really interesting, You are a very skilled blogger.

I have joined your feed and look forward to seeking more of your wonderful post.

Also, I have shared your web site in my social networks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


نویسندگان

  • حسن (1881)